
بخش ی- بدون شک امام خمینی(ره) یکی از بزرگترین رهبران دینی تاریخ بشریت است، صرف نظر از ویژگی های شخصیتی امام راحل که به تقوا، تهذب و تسلیم محض بودن او در برابر ذات لا یزال الهی بر می گردد و علاوه بر موقعیت ویژه علمی و فقهی ایشان، هوش و نبوغ ی و قدرت پیش بینی و تحلیل قوی و دقیق امام، وی را به عنوان یک رهبر بسیار موفق در طول اعصار معرفی کرد و یقینا" در طول قرن های بعد به عنوان یک شخصیت اسطوره ای از او یاد خواهد شد.
یکی از ویژگی های خاص امام خمینی(ره) قدرت تحلیل بالا و پیش بینی دقیق موضوعات و تحولات بعدی با حداقل خطا بود که موجب شد، امام در طول حیات مبارزاتی خود کمتر دچار اشتباه شود و به گواهی بسیاری از آگاهان برخی از اشتباهات صورت گرفته نیز از سوی دیگران به امام تحمیل گردید.
از سوی دیگر، موضوع "جنگ نرم" از جمله مسائلی است که در عصر ما به یکی از مباحث جدی میان صاحب نظران تبدیل شده و بسیاری از اهل فن اعتقاد دارند، در زمانه ما جنگ نظامی جای خود را به جنگ نرم داده و قدرت ها تلاش می کنند، از راه تاثیر گذاری بر رسانه ها و مطبوعات و مراکز آموزشی، کنترل افکار عمومی را در دست گرفته و به این ترتیب راه های تسلط بر رقبا را طی نمایند.
امام خمینی:
آمریکا با زور سرنیزه به میدان نمی آید، بلکه با قلم به میدان می آید
از جمله سوالاتی که در این زمینه مطرح می شود این است که آیا در کلام و اندیشه امام خمینی(ره) به موضوع جنگ نرم نیز اشاره شده است یا نه؟
در پاسخ باید گفت: امام خمینی(ره) در طول دوران حیات مبارزاتی خود همچنان که به ابعاد مختلف مبارزه توجه کامل داشت، به جنگ نرم، شیوه های آن و ابزارهای مورد استفاده در آن نیز در مقاطع مختلف توجه نشان داد و با تعابیر مختلف دوستداران خود را متوجه آن ساخت.
اهداف دشمن در جنگ نرم از دیدگاه امام خمینی(ره)
به اعتقاد امام خمینی(ره) یکی از راه های مهمی که دشمن از طریق آن جهت ضربه زدن به اسلام و انقلاب اسلامی اقدام می کند، استفاده از روش های جنگ نرم است.
ایشان در یکی از سخنرانی های خود یاد آوری می کنند:" آمریکا با زور سرنیزه به میدان نمی آید، بلکه با قلم به میدان می آید" و به این ترتیب شیوه جنگ غرب علیه اسلام را پیش بینی می کند.
ایشان در تذکری به دوستان انقلاب اسلامی خاطر نشان می کند، نباید از قدرت نظامی دشمن ترسید
"عزیزان، ما از محاصره اقتصادى نمىترسیم، ما از دخالت نظامى نمىترسیم، آن چیزی كه ما را مىترساند ، وابستگى فرهنگى است، ما از دانشگاه استعمارى مىترسیم".

این رهبر فرزانه ایجاد وابستگی شدید فرهنگی به غرب را مهمترین هدف دشمن از راه اندازی جنگ نرم عنوان می کند.
این پیر خردمند، همواره در سخنان خود به عرصه هایی که دشمن از طریق آن تلاش خواهد کرد، به پیکره امت اسلامی ضربه وارد کند حساسیت نشان داده و بخش زیادی از تلاش خود را به اصلاح این عرصه ها اختصاص دادند. به اعتقاد ایشان دانشگاه و رسانه، دو عنصر اساسی و محوری در پیمودن راه سعادت یا رفتن به سمت شقاوت در جامعه امروز ماست.
از دیدگاه حضرت امام، دشمن برای ضربه زدن به اهداف عالیه دین تلاش خواهد کرد، در اولین قدم دانشگاه و دانشجو را از مسیر اصلی منحرف نماید.
ایشان در این زمینه می فرمایند: اما در دانشگاه ها نقشه آن است كه جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزش هاى خودى منحرف كنند و به سوى شرق یا غرب بكشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت كشورها حكومت دهند تا به دست آنها هرچه مى خواهند انجام دهند. اینان می خواهند به این طریق كشور را به غارت زدگى و غرب زدگى بكشانند و این بهترین راه برای عقب نگهداشتن و غارت كردن كشورهای تحت سلطه است.
امام خمینی(ره) که در بیان دقیق خود رمز مشکلات موجود در جوامع مسلمین را کشف کرده است، تنها راه مبارزه با این تهاجم را اسلامی کردن دانشگاه ها و توجه به مسائل تربیتی و متعهد بار آوردن دانشجو می داند.
ایشان در این زمینه می فرمایند:
دانشگاه باید عالم درست كند، دانشگاه باید اشخاصى را درست كند كه مملكت خودش را اداره كند از حیث علمیت، اداره كند از حیث فرهنگ، نه اینكه غایت آمال این باشد، یك چیزى دستش بیاید برود تو یك ادارهاى بنشیند".
پیشوای بزرگ امت همواره تاکید داشتند، صحنه مبارزه حق و باطل منحصر به میدان های جنگ نظامی نیست، بلکه فضاهای علمی و آموزشی و مراکز رسانه ای، مهمترین صحنه های تقابل دو گروه حق و باطل اند
در اندیشه امام راحل عرصه رسانه نیز یکی از مهمترین میعادگاه های دشمن برای ضربه زدن به اسلام و آموزه های آن است، ایشان رادیو و تلویزیون را از مهمترین عوامل اصلاح یا فساد جامعه عنوان می کنند: " رادیو و تلویزیون از تمام رسانه هایى كه هست حساستر است. رادیو و تلویزیون مىتواند یك مملكت را اصلاح كند و مىتواند به فساد بكشد. تبلیغات رادیو و تلویزیون مىتواند از راه سمع مردم را تربیت یا منهدم كند".
ایشان، در وصیت نامه ی ـ الهی خود از نقش تلویزیون در تغییر هنجارهای جامعه و ایجاد دگرگونی در فرهنگ جامعه سخن می گوید. در باور امام، رادیو و تلویزیون و سینمای فاسد از یک جامعه مولد، یک جامعه مصرف گرا و شهوت خواه می سازد و این دقیقا همان چیزی است که دشمن به دنبال آن است.
توجه امام به عرصه رسانه تنها به سوی رادیو تلویزون معطوف نیست. ایشان ضمن اینکه در مقاطع مختلف، از نقش افراد روشنفکر و متعهد در آگاهی رساندن به آحاد افراد جامعه از طریق درج مقالات در رومه ها و مجلات تجلیل می کند، از نقش منفی رسانه های ضد ارزشی و تاثیر آن در منحرف کردن افکار جوانان و انسانهای کم اطلاع جامعه نیز سخن می گوید.
امام خمینی(ره) در مورد نقشی که رومه ها و مجلات در جنگ نرم دشمن علیه ما ایفا می کنند، می فرماید: " مجله ها با مقاله ها و عكس هاى افتضاح بار و اسف انگیز و رومه ها با مسابقات در مقالات ضد فرهنگى خویش و ضد اسلامى با افتخار مردم به ویژه طبقه جوان مؤثّر را به سوى غرب یا شرق هدایت مى كردند".

اما در دیدگاه امام استفاده از ابزار رسانه، تنها بخشی از برنامه هدفمند و بلند مدت دشمن صحنه جنگ نرم است. امام خمینی (ره) با دیده روشن بین خود ایجاد مراکز فحشا و فساد و کشاندن جوانان به سوی بی بندباری و بی مسئولیتی را از برنامه های عمده دشمن می داند.
در نظر امام خمینی(ره)، تقویت و حمایت از عناصر خودباخته و منحرف و ایجاد زمینه کار و فعالیت برای این افراد از دیگر برنامه های دشمن برای مقابله نرم با جریان بزرگ اسلامی در جهان است.
ایشان حتی از امکان نفوذ و رسوخ افراد منحرف در میان علمای دینی و حوزه های علمیه نیز سخن می گوید و از متولیان امر می خواهد تا متوجه حضور افراد منحرف حتی در میان حوزه های علمیه دینی نیز باشند
امام راحل در این خصوص می فرمایند: "یكى از راه هاى با اهمیت براى مقصد شوم آنان و خطرناك براى اسلام و حوزه هاى اسلامى نفوذ دادن افراد منحرف و تبهكار در حوزه هاى علمیّه است كه خطر بزرگ كوتاه مدت آن بدنام نمودن حوزه ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافى است و خطر بسیار عظیم آن در درازمدت به مقامات بالا رسیدن یك یا چند نفر شیّاد كه با آگاهى بر علوم اسلامى و جازدن خود در بین توده ها و قشرهاى مردم پاكدل و علاقه مند نمودن آنان به خویش و ضربه مهلك زدن به حوزه هاى اسلامى و اسلام عزیز و كشور در موقع مناسب مى باشد".
ایشان همچنین جداکردن علمای دینی و حوزه های علمیه از دانشجویان و مراکز دانشگاهی را نیز از عرصه های جنگ نرم و نقشه های دشمن در مبارزه با اسلام می داند.
امام خمینی:
مجله ها با مقاله ها و عكس هاى افتضاح بار و اسف انگیز و رومه ها با مسابقات در مقالات ضد فرهنگى خویش و ضد اسلامى با افتخار مردم به ویژه طبقه جوان مؤثّر را به سوى غرب یا شرق هدایت مى كردند
امام در توصیه ای به امت اسلامی چنین می گویند: " توصیه اینجانب آن است كه نسل حاضر و آینده غفلت نكنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هرچه بیشتر با ان و طلاب علوم اسلامى پیوند دوستى و تفاهم را محكمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدّار غافل نباشند و به مجرد آنكه فرد یا افرادى را دیدند كه با گفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بین آنان افكند او را ارشاد و نصیحت نمایند و اگر تأثیر نكرد از او روگردان شوند و او را به انزوا كشانند".
پیشوای بزرگ امت همواره تاکید داشتند، صحنه مبارزه حق و باطل منحصر به میدان های جنگ نظامی نیست، بلکه فضاهای علمی و آموزشی و مراکز رسانه ای، مهمترین صحنه های تقابل دو گروه حق و باطل اند .
امام راحل در تبیین دقیق خود از صحنه نبرد فوق روشنفکرمآبان خودفروخته و متحجرین خشک مغز و متعصب را مهمترین گروه ها برای سوء استفاده دشمن به عنوان عوامل جنگ نرم می دانند.
در اندیشه امام دشمن با تاثیر گزاری بر این دو گروه، از هر یک به نوعی در خصوص ضربه زدن به کلیت باورهای اسلامی مردم استفاده می کنند. از گروه اول به عنوان ابزار ستیزه با باورهای عمیق دینی مردم و از گروه دوم به غرض زیر سوال بردن مبانی دینی و اعتقادی استفاده ابزاری صورت می گیرد.
از توطئه های مهمی كه در قرن اخیر، خصوصا در دهه های معاصر و به ویژه پس از پیروزی انقلاب آشكارا به چشم می خورد، تبلیغات دامنه دار با ابعاد مختلف برای مایوس نمودن ملت ها از اسلام است . گاهی ناشیانه و با صراحت به این كه احكام اسلام كه 1400 سال قبل وضع شده است، نمی تواند در عصر حاضر كشورها را اداره كند یا آن كه اسلام یك دین ارتجاعی است و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است و در عصر حاضرنمی شود كشورها از تمدن جهانی و مظاهر آن كناره گیرند و امثال این تبلیغات ابلهانه و گاهى موذیانه و شیطنت آمیز به گونه طرفدارى از قداست اسلام كه اسلام و دیگر ادیان الهى سر و كار دارند با معنویات و تهذیب نفوس و تحذیر از مقامات دنیایى و دعوت به ترك دنیا و اشتغال به عبادات و اذكار و ادعیه كه انسان را به خداى تعالى نزدیك و از دنیا دور مى كند و حكومت و ت و سررشته دارى بر خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوى است چه اینها تمام براى تعمیر دنیا است و آن مخالف مسلك انبیاء عظام است و مع الا سف تبلیغ به وجه دوم در بعض از ان و متدیّنان بى خبر از اسلام تأثیر گذاشته كه حتى دخالت در حكومت و ت را به مثابه یك گناه و فسق مى دانستند و شاید بعضى بدانند و این فاجعه بزرگى است كه اسلام مبتلاى به آن بود".
امام راحل بعد از بیان همه مسائل فوق در یک توصیه اساسی وحدت کلمه و بیداری و هوشیاری در برابر توطئه های دشمن را مهمترین عامل پیروزی عنوان می کند. ایشان می فرمایند: "از خارج هیچ ترسی نداشته باشید ، از داخل خودمان بترسید از این كه با توطئه ها شما ها را از هم جدا كنند".
قبس زعفرانی
گروه جامعه و ارتباطات
تنظیم برای تبیان: عطالله باباپور

بررسی رفتار فردی و شیوه مدیریت و رهبری حضرت امام(ره) از جمله نكات جالب و ارزشمندی است كه به واسطهی مطالعه رفتار و منش مدیریتی و رهبری ایشان به دست میآید و میتواند برای علم مدیریت موهبتی بزرگ باشد. همچنین مدیران و رهبران ی و اجتماعی در تمامی سطوح میتوانند از روش رفتاری ایشان بیاموزند. آن چه میخوانید نگاهی از زاویه دانش مدیریت به شخصیت رهبری حضرت امام(ره) است: پدیده رهبری» با پیدایش زندگی جمعزیستی انسان در كره خاكی پیوند دارد و تجربههای گوناگون ی اجتماعی در طول تاریخ حیات بشریت، نیازمندی به رهبری را به اثبات رسانده است. از دیدگاه قرآن كریم كه گنجینه معارف الهی و كتاب هدایت بشریت است بعثت رسولان الهی و كیفیت دعوت آنان از مردم برای ایمان آوردن به خداوند متعال، مشحون از لطایف و نكات ظریف رهبری انبیای عظام است. در فرهنگ شیعی نیز به رهبری جامعه اهتمام خاصی شده و آن را یكی از نیازهای اصیل بشری قلمداد نموده است. نكته مهم دیگر این كه از دیدگاه تشیع، رهبری اعمال ولایت خداوند در زمین است و رهبر باید حتماً از طرف خداوند متعال بیواسطه و یا با واسطه اذن داشته باشد تا در میان مردم به رهبری بپردازد و شیعه این مهم را پس از پیامبر اكرم(ص) در شجره طیبه اهل بیت(ع) منحصر میكند. امام خمینی(ره) شخصیتی جامع در ابعاد مختلف علمی و عملی بود و یكی از كمنظیرترین حادثههای تاریخ اسلام را آفرید. از بارزترین جلوههای رهبری و نقش معنوی حضرت امام خمینی(ره) و تأثیر شگرف آن بر روحیه ملت و رزمندگان اسلام، هدایت و رهبری ایشان در هشت سال حماسه دفاع مقدس است. بزرگمردی كه حماسه رزمش آمیخته به بالاترین مراتب عرفان، فقهش متبلور در فلسفه عملی حكومت اسلامی، و حكمتش، شالوده تهای نظام اسلامی بود. حضرت آیتا… ای درباره ویژگیهای فرماندهی و رهبری حضرت امام(ره) در هدایت نیروهای رزمی و مسلح میفرماید: غیر از دوران پیامبر و دوران خلافت امیر المومنین و مدت کوتاهی از امام مجتبی(ع)، فرمانده كل قوای عارف و حكیم و عاشق و الهی در دنیا سراغ نداریم… ما در هیچ جای دنیا، نه امروز و نه در گذشته نیروی نظامی سراغ نداریم كه تحت فرماندهی انسانی معنوی و الهی و عارف و دارای رقیقترین احساسات بشری و در عین حال با قاطعیت و صلابتی كه هیچ فرماندهی در دنیا از آن برخوردار نیست، به حراست و دفاع از ناموس و حیات شرافتمندانه ملت در مقابل گران بپردازد. شور و حال سلحشوری و رزمندگی، شوق به جهاد و استقامت رزمندگان و فتوحات عظیمی كه در نبرد با دشمنان اسلام به دست آوردهاند، بیشتر مرهون تأثیرات معجزهگون شخصیت معنوی حضرت امام(ره) در رهبری دفاع مقدس است كه در این مقاله به اختصار ابتدا به ویژگیهای رهبری، شیوهها و سپس به ارتباط معنوی امام خمینی(ره) با رزمندگان میپردازیم. ویژگیهای رهبری امام خمینی(ره) اخلاق فردی و مدیریتی و خصوصیات رهبری حضرت امام خمینی(ره) در درجات بسیار عالی قرار داشت و از ایشان یك نمونه انسان كامل ساخته بود، كه سخن گفتن درباره هر كدام از خصوصیات اخلاقی و مدیریتی ایشان بحث مستقلی را میطلبد كه در این مقاله به برجستهترین آنها در ارتباط با فرماندهی عالی و رهبری جنگ میپردازیم:
در فرهنگ مبارزات ی حضرت امام واژه ترس وجود ندارد در دوران قیام علیه طاغوت و رویارویی با آمریكا و رهبری هشت سال دفاع مقدس با شجاعت و دلیری وارد مبارزه شد او ترس را ترساند كه به دلهای اولیای الهی راه نیابد ـ او هرگز نترسید و نترساند. هنگامی كه وزیر دفاع امریكا علناً تهدید كرده بود كه امریكا د راین جنگ هر زمانی كه صلاح بداند از دوستان عرب خود پشتیبانی خواهد كرد. حضرت امام(ره) در پاسخ به این گونه تهدیدهای نظامی دشمنان فرمود: هر یك از اینها (حامیان رژیم عراق) بخواهند تعدی بكنند، ما تا آخرین نفرمان میایستیم مقابلش. هنگامی كه امریكا ناوی های جنگی خود را برای حمایت از رژیم عراق به سوی منطقه خلیجفارس گسیل میداشت، مسئولان مملكتی در این باره با حضرت امام گفتگو كردند و نظر ایشان را جویا شدند. امام با شجاعت تمام فرمود: اگر من بودم، با ورود اولین ناو امریكایی به خلیج فارس، آن را هدف قرار میدادم!
دل آرام و قلب مطمئن حضرت امام(ره) پیامد ایمان محكم و اعتقاد راسخ به دریای بیكران الطاف الهی بود. طمأنینهای كه حوادث ناگوار و كمرشكن قادر به متزل كردن و در هم شكستن آن نبود. حضرت امام(ره)، عالَم را محضر حقتعالی میدید و به الطاف و عنایات الهی اعماد داشت و مصداقی از آیه: الا بذكرالله تطمئن القلوب بود و این عنصر مهم تاثیری شگرف در تصمیمگیریهای ایشان در رهبری دفاع مقدس داشت. عكسالعمل ساده و آرام امام(ره) در برابر هجوم سراسری دشمن به كشور ایران بارزترین نمونه این طمأنینه بود كه فرمود: یك ی آمده یك سنگی انداخته و فرار كرده» فرماندهان و طراحان عملیاتهای جنگ پس از روزها مطالعه و شناسایی و بررسی امكانات و تجهیزات و تهیه راهكارهای عملیاتی و نظامی باز هم به هنگام اجرای عملیاتهای مهم اضطراب و نگرانی خویش را از سرانجام عملیات و عدم اطمینان از موفقیت آن را پنهان نمیكردند و به (نفس مطمئنه) امام پناه میجستند. رهنمودهای امام قبل از عملیات عملیات فتحالمبین والفجر 8 به فرماندهان نمونهای دیگر از آرامش و اطمینان قلبی حضرت امام(ره) بود كه تأثیری عجیب در پیروزی رزمندگان اسلام داشت
شخصیت عظیم و معنوی حضرت امام، مهمترین عامل در تحول معنوی و روحی ملت ایران و رزمندگان جبهههای نور علیه ظلمت در هشت سال دفاع مقدس بود. حضور پرشور جوانان در عرصه جهاد و شهادت، گرایش توده مردم و نوجوانان به ارزشهای انسانساز و متعالی اسلام و شكوفایی این ارزشها در جبهههای جنگ همه در پرتو رهنمودها و راهنماییهای پیامبرگونه عارف و عالمی وارسته و استكبارستیزی كه مراحل و مدارج عالی سیر و سلوك را پیموده صورت گرفته است؛ اما خصلت تواضع و فروتنی امام(ره) هیچگاه اجازه نمیداد كه از كار خود سخن به میان آورد و خویشتن را یك خدمتگزار معرفی میكرد و میفرمود: اگر به من خدمتگزار بگویند، بهتر از این است كه رهبر. هرگاه در جمع رزمندگان حضور مییافت خود را خجل زده معرفی میكرد و خود را از خیل مشتاقان جنگ و شهادت عقب مانده میدانست. اوج مرتبه و عالیترین درجه تواضع و فروتنی امام(ره) نسبت به رزمندگان، جمله معروفی است كه در وصف دلاوری نوجوان شهید، حسین فهمیده بیان نمودهاند: رهبر ما آن طفل دوازده سالهای است كه با قلب كوچك خود؛ كه ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجك خود را زیر تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.
همانگونه كه رزمندگان اسلام خداجویان جبهههای نبرد به ساحت مقدس شخصیت معنوی رهبرشان عشق میورزیدند، امام عاشقان نیز علاقه و محبتی خاص نسبت به فرزندان معنوی خویش اظهار میكردند. و در حقیقت ارادت و علاقه بین مرید و مراد یك پیوند دو جانبه بود، جلوههای الفت و صمیمیت و محبت امام(ره) نسبت به رزمندگان در گفتار و كردارش به طور كامل نمایان بود. جملاتی همانند: اینجانب دست یكایك شما را میفشارم؛ من بین خود و شما فاصلهای نمیبینم؛ گویای عمق و ارادت و محبت قلبی امام به دلاوران دفاع مقدس بود. بیپیرایگی رفتار امام(ره) در جمع فرماندهان و رزمندگان جبههها و برداشتن مانعهای احترامات رسمی و رایج میان یك رهبر و فرمانده عالی جنگ با نیروهای تحت امر در ملاقاتهای خصوصی تصویرگر گوشهای از محبت و صمیمیت قلبی امام(ره) به رزمندگان بود و صحنههای دیدارهای خصوصی امام(ره) با رزمندگان مشحون از صحنههای دلپذیر و ارتباط عاطفی و محبت و صمیمیت است.
در دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی قاطعیت امام راهگشای برنامهها و تهای مبارزه بود كه حتی اطرافیان و شاگردان ایشان به شگفتی و كار ساز بودن آن اعتراف داشتند. در امور رهبری و فرماندهی عالی جنگ هم قاطعیت امام گرههای كور و بنبستهای ایجاد شده در برنامهریزیهای رزمی و نظامی را باز میكرد. از مهمترین جلوههای قاطعیت امام دستور شكست حصر آبادان، آزادسازی سوسنگرد و عزل فرماندهی نیروهای مسلح بود.
ظلمستیزی و پایداری امام در برابر توطئههای دشمنان، روحیهای سازشناپذیر و مقاوم از ایشان پدید آورده بود. حضرت امام در سیره عملی و روش مبارزاتی خود به آیات شریفه لا تظلمون و لا تظلمون و فاستقم كما امرت و من تاب معك 19تاسی میجست و هیچگاه نقشههای ظالمانه و سلطهطلبانه و تحمیلی دشمن را برنمیتافت. فشارهای شدید نظامی، تبلیغاتی و روانی حامیان دشمن در كمكهای تسلیحاتی به رژیم بعث عراق برای پذیرفتن خواستههای استكبار جهانی هیچ تأثیری در روحیه مقاوم و سازشناپذیر امام نداشت و میفرمود: ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون برای اعتلای كلمه الله ایستادهایم. این روحیه و صفت مطلوب حضرت امام(ره) تأثیر عجیبی در رزمندگان اسلام داشت به گونهای كه شیرمردان عرصه پیكار در شرایط سخت نبرد با تمام توان و اراده خویش پایداری میكردند و دشمن مجهز به سلاحهای پیشرفته را به استیصال میكشاندند.
دشمن در موقعیت و زمانهای مختلف حیلههای متفاوت و گوناگونی را به كار میبست و با بهرهگیری از شیوههای جنگ روانی تلاش میكرد تا انگیزههای اسلامی را در رزمندگان از بین ببرد و اراده آنان را در دفاع مقدس از میهن اسلامی سست نماید. مظلومنمایی و تظاهر به مسلمان بودن از جمله اقداماتی بود كه برای فریب ملت سلحشور ایران از سوی رژیم بعث صورت میگرفت، اما هوشیاری و زیركی منحصر به فرد حضرت امام(ره) با موضعگیریهای دقیق و سنجیده خویش تمام این توطئههای فریبنده دشمن را خنثی نمود. از این رو حامیان رژیم بعث عراق و تگزاران استكبار جهانی برای پیشگیری از پیروزیهای مداوم ظفرمندان جبهههای نبرد كه از شكست حصر آبادان تا فتح بستان و نبرد چزابه تا عملیات مهم فتحالمبین و نیز فتح معجزهآسای خرمشهر ضربات كوبنده خود را بر پیكر رژیم بعث وارد آورده بودند. حیلهای جدید اندیشیدند تا افكار مجامع بینالمللی و رسانههای خبری و ملت و كشورهای اسلامی و به خصوص رزمندگان دلاور اسلامی را از جبهههای جنگ ایران و عراق به نقطهای دیگر معطوف كنند. این توطئه بزرگ، طرحریزی و تهاجم وحشیانه و غافلگیرانه اسرائیل غاصب به كشور لبنان بود و میرفت كه این حیله كارساز شود، اما با موضعگیری هوشیارانه و صریح حضرت امام(ره) درباره چگونگی پشتیبانی رزمندگان از مردم بیپناه لبنان و فلسطین این توطئه نیز خنثی شد. حضرت امام(ره) فرمود: ما راهنمان این است كه باید از راه شكست عراق دنبال لبنان برویم نه مستقلاً. شیوهها و تدابیر رهبری امام خمینی(ره) حضرت امام خمینی(ره) به عنوان رهبر و فرمانده كل قوا و فرماندهی عالی جنگ، تعیین و هدایت استراتژی جنگ را بر عهده داشت و در این مدت با بهرهگیری از شیوهها و تدابیر خاص خویش هشت سال دفاع مقدس را رهبری نمود و اعجاب و شگفتی تمداران دشمن را برانگیخت. 1. بسیج همگانی و سازماندهی مردم و نیروهای مسلح تحت دو یگان عمده رزمی و پشتیبانی برای آنكه كلیه نیروهای داوطلب بتوانند در حد تواناییها و استعدادهای خویش در این امر مهم سهیم باشند، اما اقدام به این مهم نمودند و در این رابطه فرمودند: هر كس میتواند جبهه باید برود و هر كه نمیتواند در پشت جبهه كمك كند. 2. توسعه تشكیلاتی نظامی و فرمان بر تشكیل نیروهای سهگانه سپاه این امر موجب شد تا سپاه بتواند با هماهنگی بیشتر با نیروهای ارتش، در عرصههای نبرد حضور قویتری داشته باشند. 3. هماهنگی و انسجام در نیروهای مسلح همانگونه كه در اندیشه ی امام(ره) وحدت و یكپارچگی اقشار مختلف ملت و احزاب گوناگون عامل پیروزی ملت ایران به شمار میآید. انسجان نیروهای نظامی را نیز ضامن اقتدار نیروهای مسلح در دفاع مقدس میدانست. از این رو امام(ره) به نیروهای ارتش، سپاه و بسیج فرمود: همه در هم ذوب شوید و تو و من را از میان بردارید و چون ید واحده و قدرت واحده به دشمن بتازید. 4. هماهنگی و به كارگیری امكانات پشت جبهه امام نیروهای پشت جبهه اعم از دستگاههای اجرایی و تبلیغی و ی را به هماهنگی با یكدیگر و توجه به مسائل جنگ دعوت میكردند و كلیه فعالیتهای ی، تبلیغی و اقتصادی پشت جبهه را با دفاع مقدس مرتبط میساختند و همواره ارگانها و سازمانهای دولتی را در جهت تقویت و آمادگی رزمی مردم و پشتیبانی از جنگ به كار میگرفتند و میفرمودند: به پشتیانی مادی و معنوی خود از جبهههای نبرد و رزمندگان ادامه دهند و سپاهیان نور را حمایت كنند. 5. مقابله با عوامل بازدارنده داخلی و تبلیغات دشمن در دوران دفاع مقدس حوادث گوناگونی پدید میآمد، برخی از این حوادث مانند رقابتهای جناحهای مختلف در كشور معلول شرایط ی داخلی كشور بود كه بعضاً فضای ی كشور را ملتهب میساخت، برخی از پیشامدها را عوامل آگاه و مزدور دشمن پدید میآوردند و برخی دیگر نتیجه اعمال گروههای ناآگاه داخلی بود و هر كدام از این حوادث به طور مستقیم با غیرمستقیم میتوانست در حضور رزمندگان اسلام در جبههها برای ادامه دفاع مقدس مشكل ایجاد نماید. اما حضرت امام(ره) با شیوههای در خود تحسین رهبری خویش، تأثیر منفی و شكننده هر یك از این حوادث را بر عرصههای نبرد و روحیه رزمی و معنوی رزمندگان اسلام را خنثی میكرد. دشمن بعثی نیز با در اختیار داشتن امكانات تبلیغی استكبار جهانی و به تعبیری امپراتوری خبری و رسانهای با كمك كارشناسان و مشاوران خارجی و بهرهوری از امكانات و شیوههای گوناگون، جنگ روانی خود را برای مشوش جلوه دادن چهره جمهوری اسلامی در میان مسلمانان جهان جلب حمایتهای منطقهای برای تقویت رژیم عراق به راه انداخته بود. در این جنگ روانی هم حضرت امام(ره) با درایت و ژرفنگری تمام، با این شیوههای تبلیغی و روانی دشمن مقابله نمود. 6. رعایت اصول تصمیمگیری حضرت امام(ره) اطلاعات و اخبار كافی و لازم را از طریق نمایندگان خود در نیروهای مسلح و یگانهای رزمی و فرماندهان قرارگاهها به دست میاوردند. امام(ره) مبنای تصمیمگیریهای مهم خود را براساس اطلاعات دقیق از وضعیت جنگ و م با مسئولان لشگری و كشوری بنیان مینهاد، رهنمودهای حضرت امام(ره) بر اجرای عملیاتهای نظامی و دفاعی و ورود به خاك عراق، اقدامات مقابله به مثل در جنگ شهرها و قبول قطعنامه 598 سازمان ملل بر همین اصل و اساس استوار بود. 7. تفویض اختیارات گستردگی و تخصصی بودن امور جنگ باعث شده بود كه حضرت امام(ره) مسئولیت برخی از مسائل اجرایی و كارشناسی مرتبط با جنگ را به مسئولان كشور تفویض نماید و خودشان ت كلی و راهبردی دفاع مقدس را ترسیم و بر انجام آنها نظارت میكردند از این رو، مسئولیت را بدین گونه تفویض و تعیین فرمودند: الف ـ شورای عالی دفاع و قرارگاه خاتمالانبیا و جانشینی فرماندهی كل قوا در برنامهریزیهای نظامی ب ـ شورای عالی پشتیبانی جنگ برای جذب نیرو و تهیه امكانات ج ـ تشكیل ستاد مناطق بمباران شده د ـ تعیین وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی برای تبیین تهای دفاعی ایران در مجامع بینالمللی ه ـ تشكیل شورای عالی بازسازی مناطق جنگی 8. تشویق به نبرد هنر مدیریت و رهبری امام(ره)، نفوذ معنوی ایشان در قلب میلیونها انسان مخلص و متعهد و شیفته به ولایت و رهبری بود. هرگاه پیامهای حماسی و شورآفرین حضرت امام(ره) همانند جملههای: امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و میدان نبرد است؛ روز نشاط عاشقان خداست صادر میشد، همه جبهههای نبرد را از جوانان پرشور و با اخلاص آكنده میساخت و هم در گرماگرم نبرد، چون آّشار نور بر دلهای تشنه و مشتاق جهاد و شهادت جاری میگشت و توان رزم آنان را دو چندان میساخت و در یك كلام معجزه میآفرید. 9. تقویت روحیه رزمندگان كلمات دلنشین و نافذ و روحبخش پیامها و سخنان حضرت امام(ره) در دل و جان رزمندگان اثر شگرفی میگذاشت، سخنرانیهای ایشان در جمع فرماندهان قرارگاهها و رزمندگان دلاور و پیامهایی كه به مناسبتهای مختلف برای رزمندگان صادر میگردید، قوت قلبی برای دلاورمردان جبههها بود. پیام امام(ره) به فرماندهان جبهه پس از عملیات بدر، بارزترین نمونه تاثیر معنوی پیامهای امام(ره) در تقویت روحیه رزمندگان و فرماندهان در بحرانیترین شرایط جنگ است. 10. توجه دادن رزمندگان به معنویت حضرت امام(ره) دائماً رزمندگان و فرماندهان قرارگاهها را به مسائل معنوی توجه میداد تا حماسهسازی رزمآوران عرصه پیكار با عرفان دینی و الهی آمیخته باشد. توجه دادن رزمندگان به اراده و قدرت خداوند تبارك و تعالی در پیروزی و جنگ، تذكر به اعتماد و اعتقاد به نصرت الهی، تاكید بر ذكر خداوند و تهجد در جبههها، پرهیز دادن از غرور و توجه دادن نیروها به تواناییهای قدرت ایمان و اخلاص در رزمندگان در مقابلت جهیزات دشمن از جمله تذكرات امام(ره) به رزمندگان بود. اصولاً در اندیشه و سیره حضرت امام هرگونه تلاش و اقدامات ی، فرهنگی و نظامی بدون در نظر گرفتن بعد الهی و معنوی فاقد هرگونه ارزش اسلامی است، از این رو به رزمندگان اسلام آمیختگی عمل ظاهری را به معنویت دینی و الهی تذكر داد و فرمود: زدن و پیروز شدن و فتح كردن و همه اینها اگر آن بعد معنویاش نباشد همهاش شكست است. 11. تقویت بنیه دفاعی اهتمام فراوان حضرت امام بر تقویت بنیه دفاعی و حمایتهای ایشان از بالا بردن كیفت و كمیت امكانات و تجهیزات نظامی و تامین بودجههای جنگ و دفاع مقدس از خصوصیات تدبیر رهبری ایشان در دفاع مقدس بود. این اهتمام حضرت امام(ره) تا روزهای پایانی جنگ نیز ادامه داشت و طی دستورالعملی به مسئولان ی نظامی فرمود: باید. در تجهیز كلیه آحاد و افراد این كشور براساس اصول و فرمول خاص دفاع همه جانبه تا رسیدن به تشكل واقعی و حقیقی بسیج و ارتش بیست میلیونی كوشش نمود. به فرماندهان نظامی نیز فرمود: نیروهای نظامی ما هرگز نباید از كید و مكر دشمنان غافل بمانند و در هر شرایطی باید بنیه دفاعی كشور در بهترین وضعیت باشد. تاثیر ارتباط معنوی امام خمینی(ره) با رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس رزمندگان اسلام، حضرت امام خمینی(ره) در خطوط نبرد جبهههای جنگ حضور فیزیكی نداشتند، اما شخصیت پر نفوذ و معنوی وعرفانی ایشان هر روز در تمام نقاط جبهه حكمفرما بود و تاثیرات عمیق و شگرف این حضور معنوی در روحیه و عملكرد رزمندگان كاملاً مشهود و ملموس بود. این موضوع شگفتی صاحبنظران، راویان و گزارشگران حاضر در جبهه را برانگیخته بود. یكی از خبرنگاران غیر ایرانی كه از جبهههای جنگ بازدید كرده و روحیات رزمندگان اسلام را از نزدیك مشاهده كرده است در گزارش خود مینویسد: گویی خود آیتالله خمینی(ره) شخصاً هر روز اینجا (جبههها) حاضر شده و آنها را به جهاد دعوت میكند. ارتباط طلایهداران فتح با امام امت، همان رابطه مرید با مراد، سالك الی الله با پیر و مرشد، و محب با محبب است. رفتار و حالاتی كه رزمندگان اسلام در صحنههای مختلف و عرصههای پیكار دفاع مقدس نسبت به حضرت امام(ره) از خود نشان دادهاند، رمز و رازی از حدیث دلدادگی و دلباختگی عاشقان شیفته است كه كارنامه جهاد و دفاع آنان با معیار عشق محك خورده است. در این بخش از مقاله به برخی از این موارد اشاره خواهید داشت:1. عشق رزمندگان به امام؛ علاقه و محبت شدید و زایدالوصف رزمندگان به امام(ره) بارزترین جلوه از تاثیر عمیق شخصیت معنوی امام بر رزمندگان است: محبتی كه تجلی عشق عرفانی و معنوی است و ریشه و سرمنشاء بسیاری از تاثیرات دیگر است. آری اینجا صحبت عشق است و عشق و قلم از ترسیمش بر خود میشكافد. نذر برای سلامتی حضرت امام(ره) و طول عمر ایشان؛ اظهار عشق و علاقه در سختترین شرایط خط مقدم جبهه در حال مجروحیت و هنگام اسارت گوشههایی از ارادت رزمندگان به حضرت امام(ره) است. 2. عشق خانواده ایثارگران به امام؛ بازماندگان شهیدان و ایثارگران، بالندگی و رشد و سلامتی مكتب حیاتبخش اسلام و خط امام را در گرو قربانی شدن و فدایی دادن در این راه میدانستند و جوانان و نونهالان به خون خفته خویش را قربانیان این راه قلمداد مینمودند. در یكی از دیدارهای خانواده شهدا با امام خمینی(ره)، مادری با لهجه خرمشهری فریاد میزد: ای امام! سه پسر داشتم و هر سه شهید شدند دیگر فرزندی ندارم تا در راه اسلام قربانی كنم، خدا مرا فدای تو كند. 3. اطاعت پذیری عاشقانه؛ تفاووت رهبری امام در دفاع مقدس با سایر رهبران و فرماندهان جنگها در تاریخ و جهان را باید در نفوذ معنوی شخصیت امام و تاثیر آن در رفتار و عملكرد نیروهای رزمی جستجو كرد. بسیاری از نیروهای مسلح كشورها در شرایط سخت و بحرانی جنگ به جهت دفاع از آب و خاك و نوامیس كشور و یا رعایت سلسله مراتب و اجرای مقررات نظامی آن كشور و یا احیاناً دریافت پاداش و ترس از مجازات، از فرمانده خود اطاعت میكنند و انگیزههای دیگری در اطاعتپذیری آنها دخالت ندارد. ولی رزمجویان عرصه پیكار و دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران دیدگاهشان نسبت به اجرای دستورات حضرت امام(ره) بالاتر از اطاعت از یك فرمانده كل قوا بود. آنان دستورات امام(ره) را با عشق و علاقه و ارادتی خاص انجام میدادند و هدفشان رضایت خاطر امام(ره) بود. رزمندگان تمام سختیها و زحمات طاقتفرسای عملیات را برای یك لحظه خوشحالی امام(ره) تحمل میكردند. سردار باكری در جمع نیروهایی كه برای آموزش نظامی و آمادگی رزمی جهت شركت در عملیات خیبر به جبههها آمده بودند گفت: عزیزان من! شما نمایندگان لشگر عاشورائید، سعی كنید مأموریت خود را به نحو احسن انجام دهید بلكه بتوانیم در عملیات آینده دل امام(ره) را شاد كنیم. 4. یاد امام؛ در جمع رزمندگان با ارتباط و انس دائمی و ناگستنی كاروانیان نور با شخصیت معنوی امام(ره) موجب شده بود كه نام و یاد و تصویر امام (ره) همواره در سراسر جبههها حضور داشته باشد. رزمندگان پس از نام مبارك ائمه معصومین(ع) با ذكر و یاد امام(ره) و عطر سلام و صلوات به مرادشان مشام جان را خوشبو میساختند و شعار برای سلامتی امام(ره) صلوات از پرطرفدارترین شعارهایی بود كه در سراسر جبهه گوش جان را نوازش میداد. بهرهگیری از كلمات قصار امام(ره) درباره جنگ در تابلو نوشتهها و استناد به آنها و گفتگوی رزمندگان از جمله عبارتهایی بود كه فضای جبههها را عطرآگین میساخت. 5. اشتیاق به دیدار امام؛ دیدار (جمال جانان) بهترین و بیشترین آرزوی مشتاقان و شیفتگان و دلباختگان (حسن روی) حضرت امام بود. آنان برای دستیابی به وصال و لقای محبوب خویش لحظهشماری میكردند و گفتگوی خصوصیشان اظهار علاقه به ملاقات با امام(ره) بود. هرگاه رزمندگان، همسنگری را میدیدند كه احتمال داشت به خدمت حضرت امام(ره) برسد، سلام خالصانه و لبریز از عشق و محبت خویش را به حضور آن بزرگوار تقدیم میداشتند و دیگر سخنی از خانواده و یا مشكلات خوش به زبان میراندند. به راستی كه سیمای جذاب و دلربای امام(ره) جلوهای از جمال جمیل الهی بود كه عاشقانش در سختترین شرایط عملیات به یاد چهره ملكوتی و زیبای امام(ره) و وعده دیدارش جانی تازه در كالبدشان دمیده میشد.
حسین شیدائیان
تحولات اخیر منطقه خاورمیانه از سویی اگر در جهت خواستها و نیازهای مردم منطقه و نتیجه خواستههای فروخفته آنان است، اما از سویی دیگر عمق نفوذ كلام امام خمینی (ره) در مورد بیداری اسلامی و مبارزه با حكام جور را به رخ می كشد.

امام خمینی (ره) از نخستین سال های آغاز مبارزه علیه رژیم پهلوی بر اتحاد همه مسلمانان جهان و مبارزه با حاكمان ستمكار در كشورهای اسلامی تاكید داشتند. در همان سالهای آغازین مبارزه بر نف و نابودی رژیم صهیونیسیتی به عنوان رژیمی غیر مشروع و غاصب تاكید داشتند كه امروز عمق این كلام را می توان در وجود حماس و حزبالله لبنان مشاهده كرد. بیشك پیروزیهای مبارزان در جنگهای 33 روزه و 22 روزه گواه این مدعاست كه كلام امام در همه جای عالم اسلام نفوذ كرده است.
مبارزات اخیر ملتهای منطقه نیز گامی در این راستاست كه توانسته با الهام از آموزههای امام (ره) و انقلاب اسلامی ره به سوی تلاش برای بهبود امور بردارد. امام راحل در دکترین ی خود فضای کنونی جهان را به خوبی ترسیم کرده كرده و گفتهاند: واقعیت این است که دول استکباری شرق و غرب وخصوصا آمریکا و شوروی عملا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینه ی تقسیم کرده اند. دربخش آزاد جهان این ابرقدرتها هستند که هیچ مرز و حد و قانونی نمیشناسند و به منافع دیگران و استعمار و استثمار و بردگی ملتها را امری ضروری و کاملا توجیح شده ومنطقی و منطبق با همه اصول و موازین خودساخته و بین المللی میدانند.اما در بخش قرنطینه ی که متاسفانه اکثر ملل ضعیف عالم و خصوصا مسلمانان در آن محصور و زندانی شده اند، هیچ حق حیات واظهارنظری وجوندارد. همه قوانین و مقررات و فرمولها، همان قوانین دیکته شده و دلخواه نظامهای دست نشاندگان و دربرگیرندهی منافع مستکبران خواهدبود.»
مبارزات اخیر ملتهای منطقه نیز گامی در این راستاست كه توانسته با الهام از آموزههای امام (ره) و انقلاب اسلامی ره به سوی تلاش برای بهبود امور بردارد.
این پیشبینی امام و یا بعه عباری واقعیت انگاری امام را می توان به خوبی در اوضاع فعلی مشاهده كرد كه مقام معظم رهبری نیز بارها بر آن تاكید كردهاند و راه برون رفت از این مساله را مبارزه و ایستادگی عنوان كردهاند.
به اعتقاد امام این مبارزه باید تا زمانی که مسلمانان به عظمت و اقتدار خود نائل نشده اند ادامه یابد. ایشان می فرمایند: مسلمانان باید بدانند، تازمانی که تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود همیشه منافع بیگانگان برمنافع آنان مقدم می شود و هر روز شیطان بزرگ یا شوروی به بهانهی حفظ منافع خود حادثهای را به وجودمی آورند. راستی اگرمسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهان خواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانندآسوده خواهندبود؟هم اکنون اگرآمریکا یک کشور اسلامی را به بهانهی حفظ منافع خویش باخاک یکسان کند،چه کسی جلوی او را خواهد گرفت؟ پس راهی جز مبارزه نمانده است وباید چنگ و دندان ابرقدرت ها و خصوصا آمریکا را شکست و ااما یکی از دو راه را انتخاب نمود؛ یاشهادت، یا پیروزی که در کتب ما هر دوی آنها پیروزی است.»
به اعتقاد امام این مبارزه باید تا زمانی که مسلمانان به عظمت و اقتدار خود نائل نشده اند ادامه یابد.
امام خمینی(ره) در قرن بیستم، که گفتمان غالب، اندیشه مدرنیته بود و دین جایگاهی در آن نداشت، با تکیه بر اسلام ناب کوشید تا با تصرف در جوهره مدرنیته، آن را به نفع دین و ارزشهای اسلامی مصادره و تأویل نماید. بدین ترتیب، رهبر کبیر انقلاب اسلامی با احیای دین و معنویت، امید تازهای در دل ملتها و نهضتهای اسلامی دمید که بیداری اسلامی را در پی داشت و بر پایه این بیداری، انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید و نقطه آغازی شد بر مقابله جدیتر ملتهای مستضعف در مقابل قدرتهای استکباری. این افكار روشنگرانه همگی سبب شده است كه امروز ملتها در جای جای دنیا و به ویژه جهان اسلام به این واقعیت نایل آیند و در این مسیر گام بردارند. مبارزات اخیر در منطقه علیه حكام جور كه در واقع دستنشانده قدرتهای استكباری بودهاند بر این مساله صحه می گذارد و امید را برای تداوم آن صد چندان می كند. مؤلفه های کلیدی گفتمان اسلام امام خمینی (ره)، شعائراسلامی و اصول مشترک مسلمانان است که در قالب کلمه وحدت اسلامی جمع شده و در قالب بیداری اسلامی خود را متجلی کرده است.
مؤلفه های کلیدی گفتمان اسلام امام خمینی (ره)، شعائراسلامی و اصول مشترک مسلمانان است که در قالب کلمه وحدت اسلامی جمع شده و در قالب بیداری اسلامی خود را متجلی کرده است
امروز مردم کشورهای منطقه عملا قواعد شطرنج آمریکایی را برهم زده و مهره های سیاه سوخته آمریکایی را یکی پس از دیگری از صفحه بازی بیرون می اندازند. ناگفته پیداست كه تجلی بیداری اسلامی در برگزاری نمازهای جماعت در میادین، و شعارهای اسلامی مردم به خوبی مشهود است. در واقع مردم مسلمان دنیای اسلام، با برهم زدن بازی شطرنج و تبدیل آن به بازی دومینو، حکومتهای جعلی را پشت سر هم به پرتگاه سقوط می کشانند و زمینه را برای ایجاد خاورمیانه اسلامی مهیا می کنند. همچنی گام برداشتن در جهت نابودی رژیم صهیونیسیتی از دیگر مولفههای گفتمان امام (ره) در بحث بیداری اسلامی است كه امروزه با آگاهی تمام مسلمانان این مساله نیز در شرف وقوع می باشد.
هاتف پور رشیدی
بخش ت تبیان
انقلاب اسلامی ایران به عنوان حقیقتی زنده وماندگار ، بازتاب اندیشه نورانی واستوار ابرمردی به شمار می آید که دیدگاهها و آرای ی اش نه تنها برای مردم مسلمان ایران بلکه برای همه جهانیان پایا وپویاست .
امام خمینی (ره) برمرحله تداوم واستمرار انقلاب بیش ازمرحله پیروزی تاکید داشتند و معتقد بودند که " انقلاب همچون طفلی می ماند که باید تربیتش کرد ، پرستاری می خواهد ."

ایشان ضمن تلقی تداوم انقلاب به عنوان " اهم واجبات شرعی " معتقد بودند " رسیدن به پیروزی آسان تر از حفظ پیروزی است " همانگونه که " کشورگشایی آسان است لیکن کشورداری مشکل است. "
حضرت امام بر " حفظ عوامل پیروزی " وحفظ نهضت به همان صورت اولیه برای تداوم و زنده ماندن انقلاب تاکید داشتند . دراین رابطه ایشان عوامل زیر مورد توجه قرارمی دهند .
1- وحدت مقصد وکلمه : امام خمینی (ره) حفظ وحدت کلمه را ضامن تداوم وپیروزی انقلاب می داند وانسجام و وحدت نظر ملت با تمسک به حبل الله و اتکای به خدای متعال را ضامن حفظ پیکره نظام می داند . ایشان با استناد به آیه شریفه " واعتصموا به حبل الله جمیعا" ولاتفرقوا " و حدیث نبوی " یدالله مع الجماعه " معتقدند که مسلمانان باید ید واحده ، دارای وحدت کلمه و مقصد و روح همیاری وتعاون باشند تا درسایه اخوت اسلامی و حفظ تفاهم وبرادری ، اسلام را محافظت نمایند .
امام خمینی ( ره ) انسجام و وحدت نظر ملت و جلوگیری از تفرقه میان گروه های مختلف را گامی عمده درفراگیرشدن نهضت برمبنای مقصد و شعار واحد می دانند و معتقدند اتحاد بین حوزه ودانشگاه ، همبستگی دیانت و ت و حضور ت درصحنه همگام با سایر اقشار ملت موجب تحکیم پایگاه انقلاب و در نتیجه تسهیل صدور ارزش های آن می گردد.
2- حفظ ارزشهای اسلامی و معنوی : امام خمینی (ره) مردم را به باقی بودن براحیای احکام الهی ، پایبندی به دین اسلام به عنوان یک امانت ، و جهد وکوشش در راه معرفی و ترویج مکتب اسلام فرا می خواند و برحفظ انقلابی درونی و تحول اخلاقی تاکید می نماید . دراین رابطه حضرت امام برحفظ روحیه صبر و تحمل بر اساس آیه شریفه " فاستقم کما امرت " و بقای روحیه مقاومت ، ایثارگری ، فداکاری و شهادت طلبی و سلحشوری تاکید دارند و معتقد به حفظ خط معنویتی می باشند که ملت به خاطر آن قیام کرد.
حضرت امام بر" حفظ عوامل پیروزی"وحفظ نهضت به همان صورت اولیه برای تداوم و زنده ماندن انقلاب تاکید داشتند . دراین رابطه ایشان عوامل زیر مورد توجه قرارمی دهند
ازاین رو ، از جمله عوامل استمرار انقلاب ازدیدگاه حضرت امام حفظ ایمان به الله و توجه به توجیح قدرت ایمان واراده خداوندی برقدرت های مادی است که دراین رهگذر ایشان برحفظ مجالس عزاداری به عنوان عامل تشجیع مردم وتداوم راه نهضت تاکید می دارند .
3- حضوردائم مردم درصحنه : امام خمینی (ره ) براساس آیه شریفه " کلکم راع وکلکم مسئول " مسئولیت حفظ انقلاب را همگانی می داند و معتقد است مشارکت مردم و حضوردائم آنان درصحنه موجب افزایش درجه خلوص قدرت و استحکام انقلاب اسلامی می گردد . ایشان براین اعتقاد است که همه اقشار و افراد جامعه باید بدون استثناء درمسائل جامعه شرکت و در امور مملکتی دخالت نمایند و همواره ناظرکارهای مسئولین مملکت خود باشند و اشتباهات آنان را گوشزد نمایند .

امام خمینی (ره) معتقد است برای حفظ انقلاب اسلامی و خنثی سازی دسیسه ها مردم ایران نبایستی ازهیچ کوششی فروگذار نمایند و بایستی سعی کنند ازجوسازان خدانشناس و متکبران بی اعتناء به اسلام تاثیر نپذیرند ، ازشایعه سازان مخالف مصالح عمومی انقلاب پیروی ننمایند و به تبلیغات غرض آلود ودلسرد کننده دشمنان انقلاب و اسلام گوش فرا ندهند .
4- وفاداری متقابل ملت و مسئولان : امام خمینی (ره) معتقد بودند که وجود دولت از واجبات و وظیفه آن حفظ نظام و برقراری امنیت است . نظر به اینکه درحکومت اسلامی دولت و ملت ازیکدیگر جدا نیستند و خلوص قدرت دراین نظام درهمبستگی میان مردم و حکومت متجلی است ، امام معتقد است که ازیکسو لازم است مسئولان مملکتی با مردم و مسائل آنان شناخت و آشنایی کامل داشته باشند تا بهتر بتوانند به خدمتگزاری ملت اهتمام نمایند و از سوی دیگر ملت بایستی با پشتیبانی همه جانبه ازدولت انقلابی ، قدرنعمت عظیم انقلاب اسلامی را بداند . بنابراین همان طور که ملاحظه شد حضرت امام رابطه ای دوسویه میان ملت ودولت قائلند .
5 – نوسازی مادی و معنوی : امام خمینی (ره) نوسازی معنوی را مقدم بر نوسازی مادی می دانند وعلاوه برنوسازی وتحول اخلاقی ، به معنای خودسازی ودگرسازی بر نوسازی آموزشی و حقوقی تاکیدی عمده دارند .
دررابطه با نوسازی آموزشی ، ایشان دانشگاه ها را عامل حفظ و بقای انقلاب می دانند و براصلاح دانشگاه ها و تربیت دانشجویان تاکیدی وافر دارند .
ازسوی دیگر امام خمینی ( ره ) مبنای نوسازی حقوقی را مسالمت جویی وعدم اتکای دولت به سرنیزه ازیک سو و قانونمندی و قانونگرایی ازسوی دیگر می دانند .
دررابطه با نوسازی مادی ، حضرت امام ( ره ) پیش شرط بازسازی را ایجاد آرامش توسط ملت درکشور بدون اتکای به قدرت دیگری و پرهیز ازطرح مسائل فرعی و شخصی و اختلاف برانگیز می دانستند . ودرسایه چنین آرامش ، بسیج توده های مردم درراستای حفاظت از انقلاب را ضروری می دانستند .
6 – تقویت و توسعه تبلیغات داخلی و خارجی : ازآنجا که امام خمینی ( ره ) هدف انقلاب را همانا نفی سلطه فرهنگی اجنبی و نشرفرهنگ غنی اسلامی می دانستند ، معتقد به خنثی سازی تبلیغات سوء بیگانگان و استعمارگران ازیک سو وتقویت تبلیغات اسلامی جهت صدورانقلاب و تبلیغ فرهنگ اسلامی و آگاه سازی ملل مسلمان جهان درراستای پی بردن کشورهای اسلامی و مستضعفان جهان به قدرت اسلامی خویش ازسوی دیگر بودند .
ایشان ضمن تلقی تداوم انقلاب به عنوان " اهم واجبات شرعی " معتقد بودند " رسیدن به پیروزی آسان تر از حفظ پیروزی است " همانگونه که " کشورگشایی آسان است لیکن کشورداری مشکل است. "
دررابطه با خنثی سازی تبلیغات دشمنان استکباری ، حضرت امام براعتماد به نفس و خوداتکایی تاکیدی عمده دارند . زیرا خودباوری واعتماد به خویشتن دراثرخودسازی وتربیت و تقویت ایمان است و موجب تاثیرناپذیری مسلمانان ازجوسازان خداشناس وعدم خود باختگی درمقابل تبلیغات سوء آنان می شود .
درخصوص تقویت تبلیغات داخلی ، امام خمینی (ره) براصلاح مطبوعات وایجاد تحول فرهنگی ازطریق غربزدایی به منظور حفظ ام القرای جهان اسلام تاکید داشتند . و در رابطه با تبلیغات خارجی ، ایشان بر برقراری ارتباط میان مسلمانان جهان اعم از شیعه و سنی و ایجاد نیروی قدرتمند متشکل در برابر استعمارگران ، حضوردرمحافل مشارکت بین المللی و استفاده ازحج به عنوان عنصرتبلیغی در جهت رساندن پیام اسلام به ملت های مظلوم جهان تاکید ی ویژه داشتند .
7 – حفظ ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام : امام خمینی (ره ) ضمن تاکید برآموزه ، "بنای اسلام دریک کشور" معتقد بودند که رسالت ام القری وامت اسلامی طرفینی است بدین معنی که با توجه به حمایت انقلاب اسلامی ازمستضعفان و محرومان و ملل اسلامی ، مقتضی است مستضعفان جهان نیز برحفظ انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه بروز ومرکز شروع مخالفت با ابرقدرت ها اهتمام نمایند . بنابراین مستضعفان جهان که درزیرسلطه قدرتی شیطانی هستند باید همواره سعی درحفظ انقلاب اسلامی ایران به عنوان کانون مبارزه و نقطه مخالفت با ابرقدرت های جهان داشته باشند زیرا رکورد این مرکز و نقطه مبارزه منجربه شکست اسلام و مستضعفان جهان درتمام ممالک اسلامی خواهد شد .
منبع : محمدرضا دهشیری ، درآمدی برنظریه ی امام خمینی (ره) ، چاپ دوم ، تهران : مرکز اسناد انقلاب اسلامی
علی جان مرادی جو
بخش ت تبیان
هنر-امام-خمینیره
00:00 04:57 HD
Closed CaptionsNo subtitles
QualityAuto240p (128k)360p (384k)480p (768k)
تاريخ بارگذاری : 1391/03/ زمان : 04':57''
بازدید : 1164 2 0
رهبر انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) را نمونه بارز این عزت خواندند و خاطر نشان کردند: امام راحل در طول حیات خود، چه در عرصه علم و تدریس، چه در دوران دشوار مبارزه و چه در دوران مدیریت و حاکمیت مصداق توکل بر خداوند عزیز و رحیم بود بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم بیست و سومین سالگرد امام خمینی (ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی

علم تاریخ در اندیشه امام خمینى(ره) از جایگاه بلند مرتبهاى برخوردار بود و ایشان علیرغم اشتغالات به فقه، اصول، فلسفه، عرفان و غیره به دانش تاریخ نیز توجه فراوانى داشتهاند. اما مىتوان گفت كه تاریخ اندیشى امام نیز مانند بسیاری دیگر از تفکرات ایشان تا حدود بسیارى بر همگان پوشیده مانده است.
امام(ره) به دانش تاریخ به عنوان یك سرگرمى یا قصه و افسانه نمىنگریست بلكه تاریخ در اندیشه ایشانعامل رشد و آگاهى است و مایه عبرت مىباشد.
از جمله دورههاى تاریخى كه امام خمینى(ره) عنایت وافرى بدان داشتهاند، تاریخ اسلام و تحولاتى است كه در آن عصر پدید آمده است. به نظر مىرسد كه نامه امام به گورباچف نیز بىتاثیر از نامه نگارى پیامبر(ص) به سران دولتهاى بزرگ عصر خویش نبوده است.
تاریخ و آنچه كه به ملتها مىگذرد این باید عبرت باشد براى مردم از جمله تاریخ عصر حاضر، ببینیم كه چه شد كه یك چنین قدرتى از بین رفت. دولتها ببینند كه براى چه این طور منهدم شد یك چنین قدرتى و اجزاء دولتى ادارات ببینند كه چه شد قضیه و موجب عبرت همه باشد (1) .»
وظیفه ماست كه این مطالب را تذكر بدهیم، طرز حكومت اسلامى و روش زمامداران اسلام را در صدر اسلام بیان كنیم. بگوییم كه دارالامارة و دكةالقضاى او در گوشه مسجد قرار داشت و دامنه حكومتش تا انتهاى ایران و مصر و حجاز و یمن گسترش داشت. متاسفانه وقتى حكومت به طبقات بعدى رسید طرزحكومت تبدیل به سلطنت و بدتر از سلطنت شد. باید این مطالب را به مردم رسانید و آنان را رشد فكرى وى داد (2) .»
از جمله دورههاى تاریخى كه امام خمینى(ره) عنایت وافرى بدان داشتهاند، تاریخ اسلام و تحولاتى است كه در آن عصر پدید آمده است. به نظر مىرسد كه نامه امام به گورباچف نیز بىتاثیر از نامه نگارى پیامبر(ص) به سران دولتهاى بزرگ عصر خویش نبوده است:
خود رسولاكرم به طورى كه مكتوبشان در صحیح نجارى مضبوط است و آن طورى كه تاریخ ضبط كرده است،ایشان چهار تا مكتوب مرقوم فرمودند به چهار تا امپراطور، یكى ایران، یكى روم، یكى مصر، یكى حبشه (3) .»
یكى از خصلتهاى ذاتى تشیع از آغاز تاكنون مقاومت و قیام در برابر دیكتاتورى و ظلم است كه در تمامى تاریخ تشیع به چشم مىخورد، هر چند كه اوج این مبارزات در بعضى از مقطعهاى زمانى بوده است. درصد سال اخیر حوادثى اتفاق افتاده است كه هر كدام در جنبش امروز ملت ایران تاثیر داشته است.
امام به پیدایش جریان انحراف در تاریخ اسلام و افتادن قدرت به دست امویان وقوف كامل داشت و بر آن تاسف بسیار مىخورد؛ به گمان ما این سخن امام كه مبادا انقلاب به دست نااهلان افتد» ناظر به همان انحراف در تاریخ اسلام مىباشد.
از اول ظهور اسلام، مسلمین حافظ دین مبین اسلام بودهاند. حتى براى حفظ دین از حق خود مىگذشتند. حضرت امیرالمؤمنین با خلفا همكارى مىكردند چون ظاهرا مطابق دستور دین عمل مىنمودند و تشنجى در كار نبود تا موقعى كه معاویه روى كار آمد و از طریقه و روش خلفا منحرف گشته وخلافت را مبدل به سلطنت نمود. در این موقع حضرت ناچار شد قیام كند زیرا روى موازین شرع و عقل نمىتوانستند معاویه را یك روز بر مقام خلافت پایدار ببینند (4) .»

امام خمینى(ره) درباره امام حسن(ع) و صلح آن حضرت با معاویه نیز فرمودهاند:
معاویه یك سلطانى بود در آن وقت، حضرت امام حسن بر خلافش قیام كرد. در صورتى كه آن وقت همه با آن مردك بیعت كرده و سلطانش حساب مىكردند، حضرت امام حسن قیام كرد تا آن وقتى كه مىتوانست. وقتى كه یك دسته علاف نگذاشتند كه كار را انجام دهد با آن شرایط صلح كرد كه مفتضح كرد معاویه را. آنقدر كه حضرت امام حسن مفتضح كرد معاویه را به همانقدر بود كه سیدالشهداء یزید را مفتضح كرد (5) .»
قیام امام حسین(ع) و حادثه عاشورا نیز به طور گسترده مورد توجه امام قرار گرفته است. اما برخلاف توجه معمول دیگر ون به این حادثه - كه جهت ذكر مصیبت بدان مىپردازند - امام همواره مىكوشد تا از این حادثه درس گرفته و آن را نیز مبناى درك خویش از رفتار ائمه و قیام انقلابى خود قرار دهد و در ضمن به برخى نظرات موجود درباره آن حضرت پاسخ گوید:
سیدالشهداء به حسب روایات ما و به حسب عقاید ما از آن وقتى كه از مدینه حركت كرد مىدانست كه چه دارد مىكند. مىدانست كه شهید مىشود. قبل از تولد او اطلاع داده بودند به حسب روایات ما. وقتى كه آمد مكه و از مكه در آن حال بیرون رفت یك حركت ى بزرگى بود كه در یك وقتى كه همه مردم دارند به مكه مىروند، ایشان از مكه خارج می شود. این یك حركت ى بود. تمام حركاتش حركات ى بوده؛ اسلامى - ى و این حركت اسلامى - ى بود كه بنىامیه را از بین برد (6) .»
میزان پرداختن امام به تاریخ معاصر و ابعاد مختلف آن به گونهاى است كه مىتوان ادعا كرد بنیاد بینش ى آن حضرت نیز به طور گسترده بر همین اندیشه تاریخ پژوهى، استوار گردیده است.
در جایى دیگر امام گویى خطاب به رهبران و علمایى كه به سبب سستى و كوتاهى و با بهانه نبودن نیروى كافى دست از قیام و اصلاح اجتماعى كشیده و به وظیفه خویش عمل نمىنمایند و همچنین در ترسیم دیدگاه خویش از هدف قیام عاشورا مىفرمایند:
امام حسین(ع) نیروى چندانى نداشت و قیام كرد. او هم اگر نعوذ بالله تنبل بود مىتوانست بنشیند و بگوید تكلیف شرعى من نیست كه قیام كنم. دربار اموى خیلى خوشحال مىشد كه سیدالشهداء بنشیند و حرف نزند و آنها بر خر مراد سوار باشند. اما او مسلم بن عقیل را فرستاد تا مردم را دعوت كند به بیعت تا حكومت اسلامى تشكیل بدهد و این حكومت فاسد را از بین ببرد (7) .»
سیره و رفتار سایر ائمه معصومین نیز از نگاه تاریخى امام پنهان نمانده است:
همین طور ائمه معصومین قیام كردند ولو با عده كم تا كشته شدند و اقامه فرائض نمودند و هر كدام مىدیدند قیام صلاح نیست در خانه مىنشستند و ترویج مىكردند (8) .»
1- در جستجوى راه از كلام امام، دفتر شانزدهم، تهران، امیركبیر، 1363، ص 40.
2- در جستجوى راه از كلام امام، دفتر بیست و یكم، ص 152.
3- صحیفه نور، ج 1، ص 1.
4- همان، ص 16.
5- همان، ص 173.
6- صحیفه نور، ج ، ص 140.
7- صحیفه نور، ج 1، ص 174.
8- پیشین، ص 16.
نویسنده: سیدحسین فلاحزاده
اگر چه در منابع دینی و کلام بزرگان مطالب ارزشمندی در خصوص راه و رسم بندگی بیان شده است، لیکن آنچه بیش از همه در ترغیب انسانها به سوی خودسازی و پیمودن راه سلوک و کمال به سوی معبود کمک می نماید ارائه الگوهای روشن و مورد تأیید است.
علی بیرانوند/ کارشناس حوزه - بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

امام خمینی(ره) یکی از بارز ترین الگوهای طریقت و سلوک به سوی معبود است. امام خمینی(ره) طریق کمال را نه در کنج عزلت و خانقاه و نه با گوشه گیری مقدس مأبانه از جامعه و مردم پیمود، بلکه تنها راه و رسم خودسازی و سلوک به سوی دوست را از طریق راه روشن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) و امامان معصوم(علیهم السلام) به منصه ظهور رسانید. روش صحیح عرفانی که امام را از بی خبری و انزوا از جامعه بر حذر می داشت و او را به عارفی شایسته در معارف نظری و عملی مبدل نمود.
شاخص ها و ویژگی های عرفانی امام خمینی (ره) نه تنها در آثار و ادبیات عرفانی ایشان در سیره و منش ایشان، در زندگی فردی، ی و اجتماعی قابل مشاهده است.
امام خمینی (ره) این معجزه قرن معجون و تلفیقی از عرفان، اخلاق، ت، فقه، کلام و تفسیر را در خود جمع کرده بود. به واقع شخصیت و خصوصیات عرفانی امام خمینی (ره) را می توان دو مراتب دانست، چرا که سجایا و کمالات ایشان عرفان نظری و عملی در نوردیده بود.
از امام علی (علیه السلام) در این خصوص نقل شده است:فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ یَقْظَةٍ فِی الاَبْصارِ وَالاَسْماعِ وَالاْ َفْئِدَةِ؛[3] با نور یقظه و بیداری، چشم ها و گوش ها و قلب ها را روشن ساختند.»
یقظه» به معنای بیداری و توجّه است و در مقابل غفلت و بی توجهی قرار دارد. در حقیقت یقظه» و انتباه» نوعی خاص از بیداری و معرفت و آگاهی است که بنیان اوهام و خیالات را از وجود عارف و سالک بر می چیند و او را مستعد سیر و سلوک و وارد شدن در مسیری کمالات عرفانی قرار می دهد،[1]
یقظه و بیداری، فضای ویژه ی خود را دارد. کسی که به این درجه و منزل می رسد، حال و هوایی دارد که دیگران از آن حال و هوا چیزی نمی دانند.
یقظه حالت هوشیاری سالک است، او در این مرحله از همه عوالم و مقامات سلوک بو می برد و مزه توبه را می چشد، توکل را می آزماید، رضا را حسن می کند و قدم در مسیر فنا می نهد.[2]
در متون و منابع روایی به صورت گسترده به مسئله یقظه و بیداری اشاره شده است. کما اینکه از امام علی (علیه السلام) در این خصوص نقل شده است:فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ یَقْظَةٍ فِی الاَبْصارِ وَالاَسْماعِ وَالاْ َفْئِدَةِ؛[3] با نور یقظه و بیداری، چشم ها و گوش ها و قلب ها را روشن ساختند.»
بدان كه اوّل منزل از منازل انسانیت، منزل یقظه و بیدارى است؛ چنان كه مشایخ اهل سلوك در منازل سالكان بیان فرموده اند. و براى این منزل، چنان كه شیخ عظیم الشأن شاه آبادى - دام ظلّه - بیان فرمودند، ده بیت است كه اكنون در مقام تعداد آن نیستیم؛ ولى آنچه اكنون لازم است بیان شود، این است كه انسان تا تنبّه پیدا نكند- كه مسافر است، و اینکه داراى مقصد است- عزم» براى او حاصل نشود و داراى اراده نگردد. »[4]
انسان تا تنبّه پیدا نكند- كه مسافر است، و اینکه داراى مقصد است- عزم» براى او حاصل نشود و داراى اراده نگردد
یکی دیگر از مقامان و منازل عرفانی که در نگاه سالکان طرق و عارفان بالله از جایگاه و اهمیت بسزایی برخوردار است منزل تفکر است. امام خمینی(ره) در اهمیت و ارزش این موضوع می فرماید: بدان که برای تفکر فضیلت بسیار است. . تفکر مفتاح ابواب معارف و کلید خزائن کمالات و علوم است، تفکر مقدمه لازم و ضروری سلوک انسانیت است؛ که در قرآن شریف و احادیث کریمه تعظیم بلیغ و تمجید کامل از آن گردید، و از تاریک آن به شدت سرزنش شده است».[5]
1-قرآن منبع اصلی عرفان و سلوک به سوی دوست:
امام خمینی (ره) منبع اصلی عرفان را قرآن کریم و پس از آن احادیث اهل بیت (علیهم السلام) می داند که بر غنا، بسط و زیبایی عرفان افزوده و جذابیت آن را در ذوق و نگاه عارفان و سالکان جلوه گر می سازد.
ایشان در یکی از بیانات ارزشمند خود در خصوص منبع اصلی عرفان و سلوک عارفان می فرماید: بسیاری از آنچه آنان [عارفان] گفته اند در قرآن کریم به طور رمز و سر بسته، و در ادعیه و مناجات اهل عصمت بارزتر آمده است. و چون ما جاهلان از آن محرومیم، با آن به معارضه بر خاستیم.[5]
2-تلفیق شریعت و طریقت در سلوک عرفانی امام خمینی(ره):
بسیاری از آنچه آنان [عارفان] گفته اند در قرآن کریم به طور رمز و سر بسته، و در ادعیه و مناجات اهل عصمت بارزتر آمده است. و چون ما جاهلان از آن محرومیم، با آن به معارضه بر خاستیم
برخی گمان کرده اند که بین عرفان و فقاهت تعارض وجود دارد؛ زیرا عرفان و تصوف با تکیه بر دریافت های شهودی از طریق قلب، انجام واجبات شرعی، تکالیف و اعمال ظاهری را غیر لازم و زاید می داند، و فقاهت بر عمل و اعمال ظاهری و عبادی تأکید دارد.
چنین برداشتی می تواند سطحی و با شتاب از تطبیق عرفان و فقه باشد؛ زیرا عارف واقعی، احکام و تکالیف عبادی بندگان را ، مقدمه ای وصول به حقیقت می داند،[6] امام راحل آن فقیه و عارف راستین و واصل این حقیقت را با صراحت و شفافیت خاصی بیان فرموده است: بدان که هیچ راهی در معارف الهیه پیموده نمی شود مگر آن که ابتدا کند انسان از ظاهر شریعت. و تا انسان متأدب به آداب شرعی حقه نباشد، هیچ یک از اخلاق حسنه از برای او به حقیقت پیدا نشود و ممکن نیست که نور معرفت الهی در قلب او جلوه نماید و علم باطن و اسرار شریعت برای او منکشف گردد»[7]
3-ولایت پذیری امام خمینی(ره)و در اوج سلوک عرفانی:
یکی از ظرایف و دقایقی که در مسیر سلوک عرفانی برای نجات از شطحیات و مشاهدات شیطانی مورد توجه عرفان قرار دارد، تبعیت و پیروی از مرشد و پیر واصل است. جمال العارفین امام خمینی(ره) راه نجات سالک از انحرافات و اشتباهات را، پیروی محض از رسول خدا(صلی الله علیه و اله) و اهل بیت مکرم ایشان معرفی می نماید.
امام خمینی(ره) در این خصوص می فرماید: و طریق اسلم و نزدیک تر به نجات آن است که مصلی خود را در جمیع اقوال و افعال تسلیم ت رسول الله(صلی الله علیه و اله) و مقام ولایت اهل بیت(علیهم السلام) نماید و به لسان آنها ثنا جویی از حق کند».[8]
سخن آخر:
امام خمینی(ره) عارف واقعی را کسی می داند که همه انگیزه ها و کارها را تنها برای خدای متعال انجام دهد، اگر چه جن و انس را در اختیار داشته باشد و بر آنها حکومت نماید.[9]
پی نوشت ها:
[1]. مقالات استاد محمد شجاعی: ج2، ص33.
[2]. عرفان عملی، دکتر سید یحیی یثربی: ص210.
[3]. إرشاد القلوب(ترجمه طباطبایى)، ص234.
[4]. شرح چهل حدیث، ص 174.
[5]. در محضر روح الله، سیری در اندیشه های اخلاقی و عرفانی امام خمینی(ره): ص88.
[5]. سلوک عرفانی امام خمینی(ره): به نقل از صحیفه امام، ج، ص453.
[6]. سلوک عرفانی امام خمینی(ره)، سید حسین حسینی، موسسه چاپ و نشر عروج: ص .
[7]. شرح چهل حدیث: ص15.
[8]. سر الصلواه: ص96و 95.
[9]. سلوک عرفانی امام خمینی(ره)، سید حسین حسینی: ص 32.

۱۳۹۵-۱۰-۰۷
اگر امام حسن (ع) هم به اندازه شما مرید داشت قیام میکرد. در اول امر قیام کرد دید مریدها فروخته شدهاند، لذا فتح نکرد، اما شما در تمام ممالک اسلامی مقلد و مرید دارید. شما اقدام کنید و قیام نمایید، من اولین کسی خواهم بود که از شما تبعیت خواهم کرد.
شبکه اجتهاد: حضرت امام خمینی(ره) پس از تبعید از ایران، چند ماهی را در ترکیه به سر بردند و سپس به نجف تبعید شدند. ایشان در ایام اقامت در نجف، با بیخبری حوزه علمیه نجف از مسائل روز کشورهای اسلامی و توطئههای استکبار در میان مسلمانان مقابله میکردند. به همین منظور با حضرات آیات عظام سید محسن حکیم، شاهرودی و سید ابوالقاسم خویی ملاقاتهایی کردند.
امام خمینی(ره) در تاریخ ۲۷ مهر ۱۳۴۴ پس از اقامه نماز مغرب و عشاء از مدرسه آقای بروجردی به همراه جمعی از طلاب و یاران خود جهت عیادت به منزل آیتالله حکیم(ره) از مرجع تقلید عام مردم عراق در آن روز رفتند.
شبکه اجتهاد» به بهانه سالروز رحلت آیتالله سیدمحسن حکیم به روایت این دیدار تاریخی میپردازد و متذکر میشود از نظر حکمی هر دو بزرگوار یک سخن را میگویند که در صورت وجود شرائط و یاران جان بر کف باید تا حدّ شهادت جنگید امّا در صورت فراهم نبودن شرائط باید به حفظ اصل دین و مبارزه نرم پرداخت.
مباحثه امام خمینی با آیتالله حکیم در تشخیص مصداق بوده است؛ امام معتقد است که شرائط آن روز عراق و ایران برای یک انقلاب شیعی یکپارچه فراهم است و مرجعیت عراق و ایران میتوانند هماهنگ با هم وارد میدان شوند لیکن آیتالله حکیم شرائط را فراهم نمیدیدند.
شاید در مورد کشور عراق حقّ با آیتالله حکیم بود زیرا سرکوب شدید قیام ۱۹۲۰ عراق باعث دلسردی مبارزین و عقبگرد مردم شده بود.

و اما گزارش دیدار:
پس از انجام تعارفات معمولی بین ایشان و آیتالله حکیم(ره)، امام خمینی به آیتالله حکیم(ره) فرمودند: شنیدم کسالت دارید. خوب است به ایران برای مداوا تشریف ببرید و در ضمن قضایای ایران را از نزدیک لمس کنید و مشاهده کنید که بر این ملت مسلمان چه میگذرد. در زمان مرحوم آیتالله بروجردی عدم اقدام ایشان را علیه دولت جابره حمل بر صحت میکردم و میگفتم: مطالب را به ایشان نمیرسانند. نسبت به جنابعالی هم این طور معتقدم که فجایع حکومت ایران را به سمع شما نمیرسانند والا شما هم ساکت نمیماندید. در تهران به عنوان بیست و پنج سال سلطنت پهلوی جشن گرفتند و به زور چهارصد هزار دلار از این مردم فقیر برای مصارف جشن گرفتند، ۸۰۰ دختر و ۸۰۰ پسر به عنوان دعا در محلی به جان هم انداختند به عنوان دعا چه کردهاند که از گفتنش خجلم».
آیتالله حکیم (ره): من از تمام قضایا کاملاً واقف هستم.
امام خمینی(ره): گمان نمیکنم که از همه قضایا مطلع باشید. چه اگر مطلع بودید در قضایای اخیر ایران شما کوتاه نمیآمدید.
آیتالله حکیم (ره): آنچه وظیفه شرعی بود بهجا آوردم، و شما هنوز از اوضاع ی جهان باخبر نیستید. یک عده افراد سودجو این قضایا را ایجاد میکنند که خود سود ببرند، و باید خیلی متوجه و بیدار باشیم.
امام خمینی(ره): شاید مطلع نباشید که آمریکا و انگلستان میخواهند دول اسلامی را محو و نابود کنند و فعلاً از ایران شروع کردند. تمام منافع ایران را میبرند و میخواهند خون این ملتها را بمکند. باید متوجه بود و بیدار شد و ما بدین جهت قیام کردیم، و محمدرضا شاه پهلوی اصلاً معتقد به اسلام نیست.
آیتالله حکیم (ره): بلی آن طور که شما میگویید صحیح است، ولی راه ایستادگی و مقاومت با آنها آن طور که شما اقدام کردید درست نبود. چون ما که سلاح و قدرت نداریم. سلاح و قدرت ما همین مردم هستند. اینها هم حرکتشان از طرف باد است (یعنی با باد میآیند و با باد میروند.). ما تجاربی از انقلاب ۱۹۲۰ عراق داریم و میدانیم که چگونه با ما انگلیسیها رفتار کردند و نتیجه قیام و انقلاب ما به کجا منتهی شد. خیلی محتاطانه باید حرکت کرد و به اندک غفلت ممکن است مسلمانها ذلیل و نابود گردند؛ و من خود را در مقابل این مسائل مسئول میدانم. بعضی از قضایا را که شما بیان کردید ما تحقیق کردیم آن طور نیست.
امام خمینی(ره): البته من بدون تحقیق و تتبع اقدام نکردم و من مدارک مستدل دارم.
آیتالله حکیم (ره): وانگهی چه میشود کرد چه اثر دارد؟
امام خمینی(ره): قطعاً اثر دارد. ما با همین قیام تصمیمات خطرناک دولت را متوقف کردیم، چطور اثر ندارد اگر علما اتحاد داشته باشند قطعاً موثر است.
آیتالله حکیم (ره): اگر احتمال عقلایی نیز داشته باشد و از طریق عقلایی اقدام شود خوب است.
امام خمینی(ره): قطعاً تأثیر دارد چنانچه اثر هم دیدیم و منظور ما از اقدام، اقدام عاقلانه است و اقدام غیر عاقلانه اصلاً مورد بحث نیست. مقصود اقدام علما و عقلای ملت است.
آیتالله حکیم (ره): اقدام حاد کنیم مردم از ما تبعیت نمیکنند، آنها برای دین سینه چاک نمیکنند.
امام خمینی(ره): چطور مردم دروغ میگویند، این مردم جان دادند، زجر دیدند، حبس کشیدند، تبعید شدند، اموالشان به غارت رفت. چطور مردم بقال و عطار سرمحل که سینه جلو گلوله دارند دروغ میگویند؟
آیتالله حکیم (ره): تبعیت نمیکنند، مرید اغراض مادیه هستند.
امام خمینی(ره): عرض کردم که مردم در پانزده خرداد جوانمردی و صداقت خود را نشان دادند.
آیتالله حکیم (ره): اگر قیام کنیم و خونی از بینی کسی بریزد، سر و صدایی بشود مردم به ما ناسزا میگویند و سر و صدا راه میاندازند.
امام خمینی(ره): ما که قیام کردیم از احدی به جز مزید احترام و سلام و دستبوسی ندیدیم و هر که کوتاهی کرد حرف سرد شنید و مورد بیارادتی مردم واقع شد. در تبعید ترکیه، به یکی از دهات ترکیه اسمش یادم نیست رفتم اهالی آن ده گفتند: وقتی آتاتورک مشغول عملیات ضد دینی خود شد علمای ترکیه جمع شدند و به اتفاق مشغول فعالیت علیه تصمیمات آتاتورک شدند، آتاتورک ده را محاصره و چهل نفر از علمای ترکیه به قتل رسانید. من شرمنده شدم. پیش خود فکر کردم که آنها سنی میباشند، وقتی خطر را به دین اسلام نزدیک میبینند، چهل نفر کشته میدهند، ولی علمای شیعه در این خطر عظیمی که [به] دیانتمان وارد آمده خون از دماغمان نیامد (نه از بینی من و نه شما و نه دیگری). واقعاً جای خجالت است.
آیتالله حکیم (ره): چه باید کرد؟ بایستی احتمال اثر بدهیم، کشته دادن چه اثر دارد.

امام خمینی(ره): عملیات ضد دینی دو جور است: یکی مثل رضاخان بیدینی میکرد و میگفت: من میکنم و نسبت به شرع نمیداد، البته موضوع اقدام علیه او از باب نهی از منکر بود ولی شاه فعلی هر عملی ضد قرآن و مذهب میکند و میگوید: از دین است. نظر قرآن چنین است، من از قرآن کریم میگویم، این بدعت عظیم که بر اساس دیانت لطمه وارد میکند قابل تحمل نیست، باید جانبازی کرد، بگذارید تاریخ ثبت کند که وقتی دین مورد حمله واقع شد عدهای از علمای شیعه قیام کردند و دستههایی از آنها کشته شدند.
آیتالله حکیم (ره): تاریخ چه فایدهای دارد باید اثر داشته باشد.
امام خمینی(ره): چطور فایده ندارد؟ مگر قیام حسین بن علی (ع) به تاریخ خدمت مؤثری نکرد؟ و چه بهره بزرگی از قیام آن حضرت میگیریم؟
آیتالله حکیم (ره): شما جواب خدا را در این خون ریزی چه میدهید؟
امام خمینی(ره): امام حسین (علیهالسلام) که قیام کرد و خود و عدهای شهید شدند برای چه بود؟ برای حفظ اسلام بود. پس باید این اعتراض را هم به او بنماییم.
در این بین آیتالله حکیم(ره) عصبانی شده و با عصبانیت فرمودند: ای آقا! شما خود را با امام حسین قیاس میکنید؟ امام حسین(علیهالسلام) امام مفترض الطاعه و عالم و مأمور از جانب خداوند بود. شما چرا امام حسن (علیهالسلام) را نمیگویید. هر کاری که میخواهید بکنید و هر خونی که میخواهید ریخته شود امام حسین(علیهالسلام) را در میان میآورید. ریختن یک قطره خون بی گناه در نزد خداوند مسئولیت عظیم دارد.
امام خمینی(ره): اگر امام حسن (ع) هم به اندازه شما مرید داشت قیام میکرد. در اول امر قیام کرد دید مریدها فروخته شدهاند، لذا فتح نکرد، اما شما در تمام ممالک اسلامی مقلد و مرید دارید.
آیتالله حکیم (ره): من که نمیبینم کسی را داشته باشم که اگر اقدامی کردیم تبعیت نماید.
امام خمینی(ره): شما اقدام کنید و قیام نمایید، من اولین کسی خواهم بود که از شما تبعیت خواهم کرد.
آیتالله حکیم (ره): لبخند و سکوت.
چند لحظه بعد امام خمینی (ره) بلند شدند و آیتالله حکیم(ره) تا در اتاق از ایشان مشایعت کردند و از منزل خارج شدند و به منزا آیتالله خویی و سپس به منزل آیتالله شاهرودی. این دیدار حدود بیست دقیقه به طور انجامید. در خلال این مدت آقای سید یوسف حکیم(ره) و بعضی از آقازادگان و حواشی آیتالله حکیم(ره) حضور داشتند.
(شرح این ملاقات را از جمله محمد سمامی حائری و مرحوم سید صادق طباطبایی نقل کردهاند.)

در کتاب تبیان سیمای زن در کلام امام خمینی (مصاحبهی ایشان در سال
۱۳۵۸ با یک خبر نگار زن به نام اوریانا فالاچی) که بسیار جالب است؛ او از
حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) اینگونه سؤال میکند: آیا صحیح
است که این زنها خود را در زیر چادر مخفی کنند؟ این زنها در انقلاب
شرکت کردند، کشته دادند، زندان رفتند، مبارزه کردند، این چادر هم یک
رسم ازقدیمماندهای است… حالا دیگر دنیا عوض شده، حالا این صحیح
است که خودشان را مخفی کنند؟»
امام میگوید: اولاً این یک اختیاری است برای آنها. خودشان اختیار کردند،
شما چه حقی دارید که این اختیار را از دستشان بگیرید؟ ما اعلام میکنیم
به زنها که هر کسی چادر میخواهد یا هر کسی پوشش اسلامی بیاید
بیرون. از ۳۵ میلیون جمعیت ما ۳۳ میلیونش بیرون میآید، شما چه حقی
دارید که جلوی اینها را بگیرید؟… این چه دیکتاتوریای است که شما نسبت
به زنها دارید؟» ثانیاً ما یک پوشش خاصی را نمیگوییم، و الا زنهایی که به
سن و سال شما میرسند هیچ چیزی نیست…» ما زنهای جوانی که
وقتی آرایش میکنند میآیند یک فوج را دنبال خودشان میکشند اینها را
داریم جلویشان را میگیریم. شما دلتان نسوزد.»
درباره این سایت